سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

335

تاريخ ايران ( فارسى )

اخراج افغانها هيچ كوششى به عمل نياورد و جز گيلان هيچ ايالت ديگرى تصرف نشد . شايد به اين علت بود كه هيچيك از دو طرف قصد نداشت كه نسبت به اين معاهده وفادار باشد و بشرايط آن عمل كند . طغيان ايرانيان در قزوين 1136 هجرى ( 1723 ) افغانها در قزوين با مردمى سروكار داشتند كه مردى آنها از اهالى اصفهان بيشتر بود و چون مهاجمين از اين قضيه بىاطلاع بوده و يا نسبت به آن بديدهء بىاعتنائى مينگريستند با اهالى بظلم و جور رفتار ميكردند ، در نتيجه در يك مدت كمى نقشهء طغيانى كه با دقت طرح شده بود بموقع اجرا گذارده شد . افغان‌ها در همان هنگام مورد حمله قرار گرفته از شهر بيرون رانده شدند . در حالى كه دو هزار نفر از افراد و تمام بار و بنهء خود را از دست داده بودند اشرف پسر مير عبد الله با سيصد نفر به قندهار مراجعت نموده و بقيهء سپاه او درحالىكه از سرما تلفات زيادى ديدند به اصفهان عقب نشستند . اين مصيبت و بلا و عصيان‌هاى ديگر از سپاهيان در اين موقع بحرانى فقط پانزده هزار نفر سپاهى در دسترس محمود گذاشت . نسبتا عدهء بسيار كمى براى پر كردن دستجات خالى شدهء محمود از قندهار بايران آمده در صورتى كه عدهء زيادى از سپاهيان او با بارهاى پر از غارتى به زادوبوم خود مراجعت نمودند . رويهمرفته دو كاروان بزرگ در طى سلطنت محمود باصفهان رسيد . در آخرين كاروان مادر محمود قرار داشت كه « به دروازهء اصلى قصر پادشاه جديد درحالىكه نيمه برهنه بود آمد و آنچه لباس هم كه بر تن داشت كاملا تكه‌پاره شده بود ، بعلاوه يك ترب بزرگ در دست داشته و مشغول جويدن آن بود و بيشتر بيك عجوزه و جادوگر شباهت داشت تا بيك مادر پادشاه بزرگ « 1 » . قتل‌عام اهالى در اصفهان 1723 ميلادى محمود ميخواست اصفهان را بهر قيمتى كه شده در دست نگاهدارد . او مصمم گشت عدهء زيادى از مردم شهر را قتل‌عام

--> ( 1 ) - كتاب كروزينسكى ( مؤلف )